سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
39
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
جز اينها علل ديگرى هم گفته شده ، كه آنها را سبب و علّت قرار دادن مشكل است . و چه بسا گفته مىشود : گفتهء مشهور حكمت است نه علّت . « 1 » يكى از دانشمندان در مورد اين حكمت فرموده است : نبودن « بسم اللّه » در اوّل اين سوره دلالت دارد بر اينكه « بسم اللّه . . . » يك آيه از هر سوره مىباشد بخاطر اينكه استثناء به فعل همچون استثناء به گفتار آلت سنجش عموم است . در « اتقان » ، قشيرى به سند صحيح روايت كرده است : « نبودن بسم اللّه . . . » در ابتداى سوره برائت بدين علّت است كه جبرئيل در آن بسم اللّه را نازل نكرد . و در شاطبيه گويد : « و بسمل بين السّورتين [ بِ ] سنّة * [ رِ ] جال [ نَ ] موها [ دُ ] ربة و تجملا « 2 »
--> ( 1 ) هر نوع معرفت واقعى كه براى رسيدن به حقيقت باشد « حكمت » خوانده مىشود ، و « علّت » آن است كه سبب پيدايش يا مؤثر در پيدايش چيزى باشد و در مقام وجود و قوام خود ، معلول محتاج به آن باشد و فرق آن يا « سبب » آن است كه « مسبّب » توسط سبب حاصل مىشود و در صورتى كه « علت » موجد و پديدآورنده « معلول » است و اسرار احكام - جزء علت است كه سبب باشد و گاهى علت ناقصه است كه آن را وجه مصلحت و مقتضاى حال و جعل حكمت گويند مثل غسل جمعه كه حكمتش را رفع كثافت و از بين بردن بوى متعفن بدن قرار دادهاند و آن جعل حكمت است نه علّت تامه . ( مترجم ) ( 2 ) شرح شاطبيه : 30 ، شاطبيه قصيدهايست كه ابو القاسم بن فيره شاطبى اندلسى متوفى 590 ه درباره علم قرائت سروده .